اطلاعات تخصصی
موارد مصرف مسنا
موارد مصرف تایید شده
۱. پیشگیری از سیستیت هموراژیک ناشی از ایفوسفامید
- تنها مورد مصرف اصلی و تایید شده این دارو، استفاده پروفیلاکتیک جهت جلوگیری از التهاب و خونریزی شدید مثانه (سیستیت هموراژیک) در بیمارانی است که تحت درمان با داروی شیمیدرمانی ایفوسفامید قرار میگیرند.
- مکانیسم عمل و منطق بالینی برای پزشک: ایفوسفامید در کبد به متابولیتی بسیار سمی به نام آکرولین تجزیه میشود که از طریق ادرار دفع میگردد. تجمع آکرولین در مثانه باعث نکروز بافتی و خونریزی شدید میشود. داروی مسنا در سیستم کلیوی به فرم فعال خود تبدیل شده و با اتصال به آکرولین، یک ترکیب پایدار و غیرسمی ایجاد میکند که به راحتی دفع میشود.
نکات کاربردی و پروتکل تجویز: - تجویز این دارو همزمان با ایفوسفامید یک الزام مطلق بالینی است. ایفوسفامید هرگز نباید بدون پوشش محافظتی این دارو تجویز شود.
- دوزبندی معمولا به صورت کسری از دوز ایفوسفامید محاسبه میشود. در رایجترین پروتکل وریدی کوتاه مدت، دوز این محافظتکننده معادل 20% از دوز ایفوسفامید است که در زمانهای صفر، چهار ساعت و هشت ساعت پس از شیمیدرمانی تجویز میشود (مجموعا 60% دوز ایفوسفامید).
- پزشک باید توجه داشته باشد که نیمه عمر مسنا کوتاهتر از ایفوسفامید است؛ بنابراین، پوشش دارویی باید تا زمان دفع کامل متابولیتهای سمی ادامه یابد. در انفوزیونهای مداوم ایفوسفامید، مسنا نیز باید به صورت انفوزیون مداوم تا دوازده الی بیست و چهار ساعت پس از اتمام شیمیدرمانی ادامه یابد.
- هشدار بالینی: این دارو منحصرا نقش پیشگیریکننده دارد و درمانی برای سیستیت هموراژیک که از قبل ایجاد شده است، محسوب نمیشود. همچنین، این دارو تاثیری در جلوگیری از سایر عوارض ایفوسفامید مانند سرکوب مغز استخوان یا سمیت عصبی ندارد.
موارد مصرف خارج برچسبعلاوه بر ایفوسفامید، پزشکان از این دارو در شرایط بالینی دیگری نیز بر اساس شواهد و مطالعات معتبر استفاده میکنند:
۱. پیشگیری از سیستیت هموراژیک ناشی از سیکلوفسفامید (دوزهای بالا)
- سیکلوفسفامید نیز مانند ایفوسفامید متابولیت سمی آکرولین تولید میکند، اما میزان تولید آن کمتر است. استفاده از عامل محافظتکننده برای این دارو در دوزهای استاندارد معمولا نیازی نیست، اما در دوزهای بالا، مصرف آن به عنوان یک پروتکل خارج برچسب به شدت توصیه میشود.
منطق بالینی و اندیکاسیونها برای پزشک: - آمادهسازی پیوند سلولهای بنیادی: در رژیمهای آمادهسازی برای پیوند مغز استخوان که دوزهای بسیار بالایی از سیکلوفسفامید تجویز میشود، خطر آسیب شدید به مثانه به شدت افزایش مییابد. در این شرایط، تجویز این داروی محافظتکننده برای جلوگیری از عوارض تهدیدکننده حیات ضروری است.
- بیماریهای خودایمنی شدید: در درمان بیماریهایی مانند لوپوس نفریت یا واسکولیتهای شدید که نیازمند دوزهای تهاجمی سیکلوفسفامید هستند، پزشک روماتولوژیست یا نفرولوژیست ممکن است برای محافظت از کلیه و مثانه، این دارو را به رژیم درمانی اضافه کند.
نکات کاربردی و پروتکل تجویز: - برای دوزهای پایین و استاندارد سیکلوفسفامید خوراکی یا وریدی، معمولا هیدراتاسیون تهاجمی (مایعدرمانی فراوان) به تنهایی برای پیشگیری کافی است و نیازی به افزودن داروی محافظتکننده نیست.
- تصمیمگیری برای شروع این دارو همراه با سیکلوفسفامید بر عهده پزشک معالج و بر اساس دوز تجمعی دارو، وضعیت عملکرد کلیوی بیمار و سابقه قبلی مشکلات اورولوژی است.
توصیههای تکمیلی و هشدارهای بالینی برای انکولوژیستها - اهمیت هیدراتاسیون: تجویز این دارو به هیچ وجه جایگزین مایعدرمانی وریدی یا خوراکی نمیشود. پزشک باید اطمینان حاصل کند که بیمار پیش، حین و پس از شیمیدرمانی، حجم بالایی از مایعات را دریافت میکند تا برونده ادراری در سطح بالایی حفظ شود.
- تداخل در آزمایش ادرار: حضور مسنا در ادرار میتواند باعث ایجاد واکنش مثبت کاذب در تستهای نواری ادرار برای تشخیص کتونها (کتونوری کاذب) و گاهی تداخل در خوانش دقیق گلبولهای قرمز ادرار شود. پزشک باید در تفسیر آزمایش ادرار این بیماران به این تداخل تکنیکال توجه داشته باشد.
- پایش روزانه: بررسی روزانه نمونه ادرار صبحگاهی از نظر وجود خون میکروسکوپی در طول دوره درمان الزامی است. در صورت بروز هماچوری با وجود مصرف داروی محافظتکننده، پزشک باید دوز ایفوسفامید را قطع کرده و مداخلات اورولوژیک را آغاز نماید.
مکانیسم اثر مسنا
مکانیسم اثر مسنا بر پایه پیشگیری از آسیبهای بافتی ناشی از متابولیتهای سمی داروهای آلکیلهکننده استوار است. عملکرد این دارو طی مراحل بیوشیمیایی زیر در بدن انجام میشود:
۱. پاتوفیزیولوژی ایجاد سمیت:
- داروهای شیمیدرمانی مانند ایفوسفامید و سیکلوفسفامید پس از ورود به کبد متابولیزه شده و علاوه بر ترکیبات فعال ضد تومور، یک متابولیت فرعی به شدت سمی برای مجاری ادراری به نام آکرولین تولید میکنند. آکرولین پس از رسیدن به مثانه، با سلولهای پوششی آن واکنش داده و باعث تخریب بافتی، نکروز و التهاب خونریزیدهنده شدید میشود.
۲. فعالسازی و خنثیسازی شیمیایی:
- مسنا یک ترکیب سولفیدریل مصنوعی است. این دارو بلافاصله پس از ورود به جریان خون اکسید شده و به فرم غیرفعال دیمسنا تبدیل میشود تا در مسیر رسیدن به کلیهها با پروتئینهای خون واکنش ندهد. پس از رسیدن به کلیهها و عبور از فیلتراسیون گلومرولی، دیمسنا توسط اپیتلیوم لولههای کلیوی مجددا احیا شده و به فرم فعال خود که دارای یک گروه تیول آزاد است، باز میگردد.
- در محیط مثانه، گروه سولفیدریل آزاد مسنا با پیوند دوگانه آکرولین وارد یک واکنش شیمیایی مستقیم (واکنش افزایشی مایکل) میشود. حاصل این اتصال، ایجاد یک ترکیب پایدار به نام تیواتر است. این ترکیب جدید کاملا غیرسمی بوده و بدون ایجاد هیچگونه آسیبی به مخاط مثانه، از طریق ادرار دفع میگردد. مسنا همچنین سرعت تجزیه متابولیتهای اولیه ایفوسفامید را کاهش داده و از این طریق نیز تولید آکرولین را محدود میکند.
۳. ایمنی بالینی درمان (عدم تداخل با شیمیدرمانی):
- یک نکته بسیار مهم بالینی برای انکولوژیستها این است که مسنا در فضای داخل عروقی باقی مانده و به هیچ وجه از سد خونی مغزی یا غشای سلولهای تومورال عبور نمیکند. به همین دلیل، این داروی محافظتکننده هیچگونه تداخلی با اثرات سایتوتوکسیک و ضد توموری رژیمهای شیمیدرمانی ندارد و اثربخشی درمان اصلی را کاهش نمیدهد.
فارماکوکینتیک مسنا
جذب:
- در صورت تجویز خوراکی، جذب دارو از دستگاه گوارش انجام شده اما فراهمی زیستی آن متغیر است و در محدوده 45 تا 58 درصد قرار دارد. پیک غلظت پلاسمایی در مصرف خوراکی معمولا بین 1.5 تا 4 ساعت به دست میآید. با این حال، در محیطهای بیمارستانی و برای پوشش سریع ایفوسفامید وریدی، تجویز وریدی مسنا ترجیح داده میشود تا غلظت سرمی به صورت آنی تامین شود.
توزیع:
- دارو پس از ورود به جریان خون به سرعت در آب کل بدن توزیع میگردد. اتصال آن به پروتئینهای پلاسمایی در حد متوسط و حدود 65 تا 75 درصد ارزیابی شده است. حجم توزیع دارو نسبتا پایین است که نشاندهنده باقی ماندن بخش عمده دارو در فضای داخل عروقی جهت انتقال سریع و بدون وقفه به سمت کلیههاست.
متابولیسم:
- متابولیسم این دارو بسیار سریع رخ میدهد. مسنا در پلاسمای خون با سرعت بالایی توسط سیستمهای آنزیمی اکسید شده و به متابولیت اصلی خود یعنی دیمسنا تبدیل میگردد. این تبدیل اکسیداتیو برای انتقال ایمن در خون کاملا ضروری است.
دفع و نیمه عمر (نکته حیاتی در تنظیم دوز):
- مسیر اصلی و انحصاری دفع این دارو از طریق کلیهها است.
- نیمه عمر: نیمه عمر دفعی فرم فعال مسنا بسیار کوتاه و تنها حدود 0.36 ساعت (تقریبا 22 دقیقه) است. نیمه عمر متابولیت دیمسنا نیز حدود 1.17 ساعت (تقریبا 70 دقیقه) میباشد.
- پروفایل دفع: پس از تجویز وریدی، دارو با سرعت بالایی از سیستم کلیوی فیلتر میشود. حدود 32 درصد از دوز تزریقی به شکل مسنای فعال و 33 درصد به شکل دیمسنا از طریق ادرار دفع میگردد. عمده این دفع در همان چهار ساعت اولیه پس از تزریق به پایان میرسد.
- ارتباط با پروتکل بالینی: از آنجا که نیمه عمر مسنا بسیار کوتاهتر از ایفوسفامید و متابولیتهای سمی آن است، دارو به سرعت از بدن پاک میشود در حالی که تولید آکرولین همچنان ادامه دارد. به همین دلیل، پزشک موظف است برای حفظ پوشش محافظتی مثانه در برابر آکرولینی که به صورت مداوم تولید میشود، دوزهای مسنا را به صورت مکرر (در فواصل زمانی دقیق مانند صفر، چهار و هشت ساعت) یا به روش انفوزیون وریدی مداوم تا زمان دفع کامل سموم تجویز نماید.
منع مصرف مسنا
موارد منع مصرف در بیماریهای زمینهای
پزشک معالج پیش از تجویز دارو باید سوابق پزشکی بیمار را به دقت بررسی کند. محدودیتها و موارد منع مصرف در بیماریها شامل موارد زیر است:
- حساسیت مفرط به ترکیبات تیول: منع مصرف مطلق این دارو در بیمارانی است که سابقه حساسیت مفرط به مسنا یا سایر ترکیبات حاوی گروههای سولفیدریل (مانند آمیفوستین یا داروهایی با ساختار مشابه) دارند. بروز واکنشهای آنافیلاکتیک در این بیماران محتمل است.
- بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی (هشدار و احتیاط شدید): اگرچه مصرف این دارو در بیماران مبتلا به بیماریهای خودایمنی (مانند آرتریت روماتوئید، لوپوس اریتماتوز سیستمیک و نفریت لوپوسی) منع مصرف مطلق ندارد، اما این بیماران به دلیل ماهیت بیشفعال سیستم ایمنی خود، در معرض خطر بسیار بالاتری برای بروز واکنشهای حساسیتی و آنافیلاکتوئید ناشی از این دارو قرار دارند. پزشک باید در این بیماران، دارو را تنها تحت نظارت دقیق بالینی و در شرایطی که امکانات احیای قلبی و ریوی در دسترس است، تجویز نماید.
- نارساییهای شدید کلیوی: با توجه به اینکه این دارو منحصراً از طریق کلیهها دفع شده و اثر محافظتی آن در مثانه اعمال میشود، در بیمارانی که دچار نارسایی کامل کلیوی یا انسداد شدید مجاری ادراری هستند، اثربخشی آن به شدت کاهش یافته یا از بین میرود. در چنین شرایطی کل پروتکل شیمیدرمانی و داروی محافظتکننده باید بازبینی شود.
موارد منع مصرف در دوران بارداری و شیردهیتصمیمگیری در خصوص بیماران باردار و شیرده نیازمند توجه به رژیم ترکیبی داروهاست:
- دوران بارداری: در مطالعات حیوانی، این دارو به تنهایی اثرات آسیبرسان به جنین نشان نداده است. با این حال، یک اصل بالینی بسیار مهم وجود دارد: مسنا همواره به عنوان داروی همراه با ترکیبات شیمیدرمانی به شدت سمی و آسیبرسان به جنین تجویز میشود. از آنجا که داروهای اصلی باعث نقص عضو جنین یا مرگ آن میشوند، استفاده از این رژیم درمانی ترکیبی در دوران بارداری ممنوع است، مگر در شرایطی که جان مادر در خطر بوده و هیچ جایگزین درمانی دیگری وجود نداشته باشد. پیش از شروع درمان، پزشک موظف است تست بارداری منفی را تایید کرده و به بیمار در سنین باروری آموزش دهد که از روشهای پیشگیری از بارداری کاملاً مطمئن استفاده کند.
- دوران شیردهی: ترشح این داروی محافظتکننده در شیر مادر به صورت قطعی اثبات نشده است. اما از آنجا که متابولیتهای سمی داروهای شیمیدرمانی همراه آن به طور قطع وارد شیر مادر شده و باعث بروز عوارض جبرانناپذیر و سرکوب شدید سیستم ایمنی در نوزاد شیرخوار میشوند، شیردهی در طول دوره درمان و حداقل تا یک هفته پس از دریافت آخرین دوز دارو، مطلقاً ممنوع است.
موارد منع مصرف و محدودیتها در کودکاناستفاده از این دارو در پروتکلهای انکولوژی اطفال بسیار رایج است و اثربخشی آن در جلوگیری از آسیبهای مثانه در کودکان کاملاً تایید شده است. بنابراین، منع مصرف کلی برای سنین کودکی وجود ندارد؛ اما یک منع مصرف فرمولاسیونی بسیار خطرناک و حیاتی در این گروه سنی مطرح است:
- منع مصرف ویالهای حاوی بنزیل الکل در نوزادان: ویالهای چنددوزی این دارو حاوی ماده نگهدارندهای به نام بنزیل الکل هستند. آنزیمهای کبدی در نوزادان نارس و نوزادان با وزن پایین هنگام تولد، تکامل نیافتهاند و توانایی متابولیزه کردن این ماده نگهدارنده را ندارند. تجمع بنزیل الکل در خون نوزاد منجر به بروز یک سندرم متابولیک و تنفسی به شدت کشنده مشهور به سندرم تنفسی گسپینگ میشود که با نارسایی پیشرونده ارگانها و مرگ همراه است.
- پروتکل بالینی متخصص اطفال: پزشک متخصص اطفال یا انکولوژیست کودکان موظف است برای بیماران نوزاد یا شیرخوار، مطلقاً از ویالهای حاوی بنزیل الکل استفاده نکرده و حتماً فرمولاسیونهای فاقد مواد نگهدارنده را برای تزریق یا تهیه محلولهای داخل وریدی انتخاب نماید.
عوارض جانبی مسنا
عوارض گوارشی (شایعترین تظاهرات بالینی)
سیستم گوارشی بیشترین درگیری را در طول دریافت این رژیم درمانی نشان میدهد. پزشک باید برای مدیریت پیشگیرانه این عوارض، به ویژه تهوع و استفراغ، پروتکلهای دارویی مناسبی را در نظر بگیرد:
- تهوع: این عارضه با شیوع بسیار بالا در حدود 54% تا 70% بیماران مشاهده میشود و نیازمند تجویز ضدتهوعهای قوی پیش از شروع انفوزیون است.
- استفراغ: شیوع استفراغ نیز در این بیماران قابل توجه بوده و بین 29% تا 62% گزارش شده است.
- یبوست: در حدود 18% تا 24% از بیماران، کاهش حرکات رودهای و یبوست را تجربه میکنند.
- کاهش اشتها: بیاشتهایی در 10% تا 18% موارد در طول دوره درمان مشاهده میشود.
- درد شکم: دردهای شکمی و کرامپهای گوارشی با شیوع 10% تا 15% ثبت شده است.
- اسهال: با شیوع کمتر، در حدود 5% تا 10% بیماران ممکن است دچار اسهال شوند.
عوارض سیستمیک و عمومی
تظاهرات عمومی در بیماران تحت درمان با این رژیم دارویی نیازمند پایش دقیق علائم حیاتی است تا از بروز عفونتهای ثانویه یا واکنشهای دارویی تفکیک داده شود:
- تب: افزایش دمای بدن در حدود 20% تا 34% بیماران رخ میدهد. پزشک باید مراقب باشد که این تب دارویی را از تب ناشی از کاهش گلبولهای سفید (نوتروپنی) افتراق دهد.
- خستگی مفرط و ضعف عمومی: احساس خستگی و از دست دادن انرژی با شیوع 20% تا 30% گزارش میشود.
- رنگپریدگی: در حدود 10% بیماران، رنگپریدگی مشهود است که میتواند به دلیل افت فشار یا تغییرات خونی باشد.
- درد در ناحیه تزریق یا ورید: واکنشهای موضعی در محل انفوزیون در حدود 10% بیماران اتفاق میافتد.
عوارض سیستم عصبی مرکزی
اثرات بر سیستم عصبی معمولاً خفیف تا متوسط بوده اما نیازمند ارزیابی جهت جلوگیری از تداخل با سمیت عصبی ناشی از خود داروهای شیمیدرمانی است:
- سردرد: یکی از شایعترین عوارض عصبی است که در 10% تا 20% بیماران بروز میکند.
- سرگیجه و خوابآلودگی: این عوارض با شیوع کمتر از 10% (معمولاً بین 5% تا 8%) گزارش شده است و به بیماران توصیه میشود از انجام فعالیتهای نیازمند هوشیاری کامل پرهیز کنند.
- بیخوابی: اختلال در الگوهای خواب در حدود 5% موارد دیده میشود.
عوارض قلبی و عروقی
تغییرات همودینامیک ناشی از تجویز سریع وریدی این دارو نیازمند توجه ویژه است:
- افت فشار خون: اگرچه شیوع دقیق آن متغیر است، اما در کمتر از 10% بیماران، به ویژه در صورت تزریق سریع بولوس، افت فشار خون گذرا یا تاکیکاردی (افزایش ضربان قلب) گزارش شده است. این علائم گاهی بخشی از یک واکنش حساسیت مفرط سیستمیک هستند.
- برافروختگی صورت: احساس گرما و قرمزی ناگهانی در صورت در حدود 5% بیماران رخ میدهد.
عوارض پوستی و اسکلتی عضلانی
- ریزش مو: ریزش مو در بیش از 50% بیماران تحت این رژیم درمانی رخ میدهد که به طور قطعی ناشی از داروهای شیمیدرمانی همراه است، اما در پروفایل عوارض این دوره درمانی ثبت میشود.
- راش پوستی و خارش: تظاهرات پوستی ناشی از واکنشهای حساسیتی ملایم به این داروی محافظتکننده، در حدود 10% بیماران مشاهده میگردد.
- درد مفاصل و عضلات: دردهای مبهم اسکلتی و عضلانی در 5% تا 10% گزارش شده است.
نکته کاربردی برای پزشک:با توجه به اینکه شیوع عوارض با درجه خطر بالا (مانند واکنشهای آنافیلاکتوئید یا افت شدید فشار خون) معمولاً در آمارهای عمومی کمتر از 1% ذکر میشود، اما به دلیل پتانسیل تهدیدکننده حیات بودن آنها، آمادهسازی ترالی اورژانس پیش از شروع اولین دوز و پایش مداوم بالینی بیمار در ساعات اولیه انفوزیون، یک الزام غیرقابل چشمپوشی در پروتکلهای انکولوژی است.
تداخلات دارویی مسنا
تداخلات دارویی و عدم سازگاریهای شیمیایی
نکته بالینی بسیار مهم در خصوص این داروی محافظتکننده این است که به دلیل ساختار شیمیایی خاص خود (داشتن گروه تیول یا سولفیدریل آزاد)، فاقد متابولیسم کبدی از طریق سیستم آنزیمی سیتوکروم بوده و به پروتئینهای پلاسما نیز متصل نمیشود. بنابراین، تداخلات فارماکوکینتیک سیستمیک و کلاسیک (مانند رقابت بر سر جذب یا متابولیسم کبدی) در مورد آن مطرح نیست.
عمده تداخلات این دارو از نوع تداخلات داروسازی و عدم سازگاری شیمیایی (خارج از بدن و در کیسه سرم یا مسیر وریدی) است. گروه تیول در این دارو به شدت واکنشپذیر است و میتواند ساختار برخی داروهای شیمیدرمانی را پیش از ورود به بدن تخریب و غیرفعال کند. لیست داروهایی که تداخل جدی دارند به شرح زیر است:
- سیس پلاتین: (نوع تداخل: غیرفعالسازی شیمیایی). تماس مستقیم این داروی محافظتکننده با سیس پلاتین در یک کیسه سرم یا یک مسیر وریدی مشترک، منجر به واکنش گروه تیول با پلاتین شده و داروی شیمیدرمانی را به طور کامل غیرفعال میکند. پزشک باید اکیداً دستور دهد که این دو دارو از مسیرهای کاملاً مجزا یا با فاصله زمانی مناسب و شستشوی کامل مسیر وریدی تجویز شوند.
- کربوپلاتین: (نوع تداخل: غیرفعالسازی شیمیایی). مکانیسم تداخل کاملاً مشابه سیس پلاتین است و اختلاط این دو دارو ممنوع است.
- اپی روبیسین: (نوع تداخل: عدم سازگاری فیزیکی و شیمیایی). ترکیب این دو دارو در یک محلول وریدی باعث واکنش سریع و افت اثر درمانی میشود.
- دوکسوروبیسین: (نوع تداخل: عدم سازگاری). همانند سایر آنتراسایکلینها، نباید در یک سرنگ یا کیسه مشترک با داروی محافظتکننده مخلوط شود.
- نیتروژن موستارد ها: (نوع تداخل: واکنش مستقیم). این ترکیبات نیز در صورت تماس فیزیکی با گروه سولفیدریل پیش از ورود به جریان خون، ساختار خود را از دست میدهند.
نکته تداخل درمانی: بدیهی است که واکنش این دارو با متابولیتهای سمی ایفوسفامید و سیکلوفسفامید در محیط مثانه، یک تداخل درمانی و هدفمند است که مبنای تجویز این دارو به شمار میرود و نباید با تداخلات مخرب اشتباه گرفته شود.
تداخل با غذا و مایعات
این دارو فاقد تداخلات متابولیک با مواد غذایی خاص است و جذب فرم خوراکی آن به طور قابل توجهی تحت تاثیر پر بودن یا خالی بودن معده قرار نمیگیرد. با این حال، دستورالعملهای تغذیهای زیر برای اثربخشی دارو الزامی است:
- مایعات فراوان (هیدراتاسیون): حیاتیترین تداخل تغذیهای، نیاز مبرم به مصرف حجم بالایی از مایعات است. اثربخشی این دارو مستقیماً به حجم ادرار بستگی دارد. بیمار باید روزانه حداقل 1 تا 2 لیتر مایعات دریافت کند تا دارو به سرعت وارد مثانه شده و تخلیه گردد.
- مصرف فرم خوراکی: در صورت تجویز خوراکی، دارو طعم بسیار نامطبوع و گوگردی دارد. پزشک میتواند به بیمار توصیه کند جهت کاهش تهوع و پوشاندن طعم بد، دوز خوراکی را با مایعات طعمدار خنک مانند آبمیوههای طبیعی، آب سیب، آب انگور یا نوشیدنیهای کربناته مخلوط کرده و مصرف نماید.
تداخل در آزمایشات تشخیصی بالینی
تداخلات آزمایشگاهی این دارو یکی از مهمترین چالشهای بالینی است که میتواند پزشک را در ارزیابی وضعیت بیمار به شدت گمراه کند. حضور مقادیر بالای ترکیبات تیول در ادرار، با بسیاری از معرفهای شیمیایی نوارهای تست ادرار واکنش نشان میدهد:
مثبت کاذب در تست کتون ادرار - حضور دارو در ادرار باعث واکنش با معرف نیتروپروساید در نوارهای تست تشخیصی شده و نتیجه تست کتون را به صورت کاذب مثبت نشان میدهد.
- راهکار بالینی برای پزشک: رنگ ایجاد شده توسط این دارو در نوار تست معمولاً بنفش مایل به قرمز است (در حالی که کتون واقعی رنگ بنفش خالص ایجاد میکند). همچنین، رنگ ناشی از تداخل دارویی با افزودن چند قطره اسید استیک به سرعت محو میشود، اما رنگ کتون واقعی پایدار باقی میماند.
تداخل در آزمایش خون ادرار (گلبولهای قرمز) - یکی از وظایف روزانه پزشک در این بیماران، بررسی ادرار از نظر وجود خون جهت پایش سمیت مثانه است. این دارو میتواند با ترکیبات موجود در نوارهای تشخیصی سریع تداخل کرده و نتایج مثبت کاذب یا در برخی کیتها منفی کاذب برای خون مخفی ایجاد کند.
- راهکار بالینی برای پزشک: به هیچ عنوان نباید برای بررسی خونریزی مثانه در این بیماران به نوارهای تست سریع (دیپ استیک) اکتفا کرد. ارزیابی قطعی تنها باید از طریق بررسی میکروسکوپی رسوب ادرار توسط آزمایشگاه انجام شود.
مثبت یا منفی کاذب در تست ویتامین ث (اسید اسکوربیک) ادرار - واکنشهای اکسیداسیون و احیای ناشی از دارو میتواند در تستهای آنزیمی ادرار که برای سنجش اسید اسکوربیک استفاده میشوند، تداخل ایجاد کرده و نتایج را مخدوش نماید.
هشدار ها مسنا
هشدارهای بالینی و احتیاطات ویژه
با وجود اینکه این دارو به عنوان یک عامل محافظتکننده تجویز میشود، اما خود دارای هشدارهای بالینی متعددی است که عدم توجه به آنها میتواند منجر به عوارض تهدیدکننده حیات یا خطاهای تشخیصی گردد:
۱. واکنشهای حساسیت مفرط و آنافیلاکسی:
- گزارشهای بالینی نشان میدهد که مصرف این دارو میتواند منجر به واکنشهای شدید حساسیتی، اعم از آنافیلاکسی و واکنشهای آنافیلاکتوئید شود. این علائم معمولاً شامل افت شدید فشار خون، تنگی نفس، تپش قلب، برافروختگی، کهیر و ادم آنژیونوروتیک است. خطر بروز این واکنشها در بیمارانی که به اختلالات خودایمنی مبتلا هستند، به مراتب بالاتر است.
- اقدام بالینی: پزشک باید اطمینان حاصل کند که در زمان انفوزیون این دارو، تجهیزات کامل احیای قلبی ریوی و داروهای اورژانسی (مانند اپینفرین، کورتیکواستروئیدها و آنتیهیستامینهای وریدی) بلافاصله در دسترس کادر پرستاری قرار دارد.
۲. عدم تضمین پیشگیری صد در صدی از خونریزی مثانه:
- یکی از هشدارهای بسیار مهم این است که تجویز این دارو، عدم بروز التهاب و خونریزی مثانه را به صورت کامل تضمین نمیکند. در درصدی از بیماران، علیرغم دریافت دوز صحیح داروی محافظتکننده، همچنان آسیب به مخاط ادراری رخ میدهد.
- اقدام بالینی: پزشک موظف است هر روز صبح قبل از تجویز دوز بعدی داروهای شیمیدرمانی، آزمایش کامل ادرار را جهت بررسی وجود گلبولهای قرمز (خونریزی میکروسکوپی) ارزیابی نماید. در صورت بروز خونریزی، دوز داروی محافظتکننده باید افزایش یابد یا در صورت خونریزی شدید، کل پروتکل درمان متوقف گردد.
۳. محدودیت اثربخشی محافظتی (عدم پیشگیری از سایر سمیتها):
- این دارو به صورت کاملاً اختصاصی تنها مخاط مثانه و مجاری ادراری را در برابر متابولیت آکرولین محافظت میکند. پزشک باید آگاه باشد که این دارو هیچگونه اثر پیشگیرانهای در برابر سایر عوارض خطرناک داروهای شیمیدرمانی از جمله سرکوب شدید مغز استخوان، سمیت عصبی، التهاب مخاطی سایر نقاط بدن یا سمیت مستقیم کلیوی (آسیب به نفرونها) ندارد و مدیریت این عوارض نیازمند پروتکلهای جداگانه است.
۴. هشدار در خصوص هیدراتاسیون بیمار:
- تجویز داروی محافظتکننده هرگز نباید جایگزین پروتکلهای استاندارد مایعدرمانی شود. اثربخشی این دارو وابستگی شدیدی به حجم ادرار و تکرر ادرار دارد.
- اقدام بالینی: بیمار باید بر اساس دستورالعملها، حجم بالایی از مایعات (خوراکی یا وریدی) دریافت کند تا جریان ادرار به صورت مداوم برقرار بوده و سموم خنثی شده به سرعت از مثانه تخلیه شوند.
۵. تداخلات بحرانی در آزمایشات تشخیصی (هشدارهای آزمایشگاهی):
این دارو میتواند منجر به ایجاد نتایج مثبت کاذب در تستهای تشخیصی ادرار شود که ممکن است پزشک را در تشخیص بیماریهای دیگر گمراه کند:
- تست کتون ادرار: استفاده از نوارهای تشخیصی مبتنی بر معرفهای خاص، در حضور این دارو باعث ایجاد رنگ بنفش مایل به قرمز در نوار تست میشود که به اشتباه به عنوان کتونوری شدید تفسیر میگردد. پزشک با افزودن اسید استیک به نمونه میتواند این رنگ را از بین ببرد تا از مثبت کاذب بودن آن مطمئن شود.
- تست اسید اسکوربیک و گلبول قرمز ادرار: متابولیتهای این دارو میتوانند در تستهای آنزیمی ادرار تداخل ایجاد کرده و نتایج مثبت یا منفی کاذب ایجاد کنند.
اوردوز (مسمومیت دارویی) و پروتکل درمانتشخیص اوردوز این دارو در محیط بالینی چالشبرانگیز است، زیرا معمولاً همزمان با دوزهای بالای داروهای شیمیدرمانی تجویز میشود و همپوشانی علائم وجود دارد. با این حال، دریافت مقادیر بیش از حد این ترکیب محافظتکننده، دارای تظاهرات و پروتکلهای مدیریتی مشخصی است:
تظاهرات بالینی مسمومیت:
در مطالعات کارآزمایی بالینی مشخص شده است که دریافت دوزهای بسیار بالای دارو (به عنوان مثال مقادیر بین 70 تا 100 میلی گرم بر کیلوگرم در روز) منجر به بروز سندرمی از علائم سیستمیک میشود که شامل موارد زیر است:
- عوارض شدید گوارشی: تهوع مقاوم به درمان، استفراغ مکرر و اسهال شدید که میتواند منجر به اختلالات آب و الکترولیت شود.
- عوارض قلبی عروقی: افت فشار خون وضعیتی، تپش قلب شدید و گرگرفتگی.
- عوارض سیستم عصبی و اسکلتی: سردرد شدید و ضرباندار، خستگی مفرط، ضعف عضلانی، درد شدید در مفاصل و اندامها، و افسردگی سیستم اعصاب مرکزی.
- واکنشهای پوستی: بثورات جلدی گسترده و خارش شدید.
پروتکل درمان مسمومیت:
- پادزهر اختصاصی: در حال حاضر هیچ آنتیدوت یا پادزهر اختصاصی برای خنثی کردن اثرات مسنا در خون وجود ندارد.
- قطع فوری دارو: اولین و مهمترین اقدام بالینی، توقف فوری انفوزیون دارو است. (پزشک باید در نظر داشته باشد که با قطع این دارو، ریسک خونریزی مثانه ناشی از داروی شیمیدرمانی به شدت افزایش مییابد و نیازمند مدیریت جایگزین با مایعدرمانی تهاجمی است).
- اقدامات حمایتی و علامتی: مبنای درمان اوردوز، کنترل علائم است. افت فشار خون باید با انفوزیون سریع مایعات کریستالوئید و در صورت لزوم داروهای بالابرنده فشار خون مدیریت شود. برای کنترل عوارض گوارشی، استفاده از ضدتهوعهای قوی و اصلاح اختلالات الکترولیتی ناشی از اسهال الزامی است.
- دفع دارو: با توجه به نیمه عمر بسیار کوتاه دارو، در صورت داشتن عملکرد طبیعی کلیه، مقادیر اضافی دارو معمولا طی چند ساعت از طریق فیلتراسیون گلومرولی از بدن پاکسازی میشود. حفظ برونده ادراری مناسب در این مرحله حیاتی است.
توصیه های دارویی مسنا
توصیههای دارویی مخصوص پزشک
مدیریت درمان با این دارو نیازمند دقت بالا در زمانبندی و پایش علائم بالینی است. پزشک معالج باید موارد زیر را در اولویت قرار دهد:
- اهمیت حیاتی زمانبندی: با توجه به اینکه نیمهعمر این دارو بسیار کوتاهتر از داروهای شیمیدرمانی نظیر ایفوسفامید است، تداوم حضور آن در مثانه همزمان با حضور متابولیتهای سمی الزامی است. پزشک باید اطمینان حاصل کند که آخرین دوز این داروی محافظتکننده، حدود 8 تا 12 ساعت پس از اتمام انفوزیون شیمیدرمانی تجویز شود.
- پروتکل هیدراتاسیون: تجویز این دارو هرگز جایگزین نیاز بیمار به مایعات فراوان نیست. پزشک باید دستور هیدراتاسیون وریدی یا خوراکی حداقل 2 لیتر در روز را در کنار این دارو صادر کند تا جریان ادرار مداوم برقرار باشد.
- پایش واکنشهای حساسیتی: اگرچه این دارو برای محافظت تجویز میشود، اما پتانسیل بروز واکنشهای شدید حساسیتی، به ویژه در بیماران مبتلا به اختلالات خودایمنی، وجود دارد. در صورت بروز بثورات پوستی گسترده یا تنگی نفس، مصرف دارو باید فوراً قطع و درمانهای حمایتی آغاز شود.
- مدیریت جایگزینی دوز خوراکی با وریدی: در صورت بروز استفراغ در فاصله کمتر از 2 ساعت پس از مصرف فرم خوراکی، پزشک باید دستور تکرار دوز یا تغییر روش تجویز به وریدی را صادر کند.
- تفسیر آزمایشات ادرار: پزشک باید به کادر پرستاری و آزمایشگاه یادآور شود که نتایج نوار تست ادرار برای کتون و خون ممکن است در حضور این دارو به صورت کاذب مثبت شوند و برای تایید نهایی، بررسی میکروسکوپی ادرار الزامی است.
- بررسی سلامت کلیه: از آنجایی که دفع دارو و متابولیتهای سمی هر دو از طریق کلیه است، پایش عملکرد کلیه و سطح کراتینین بیمار در طول دوره درمان ضروری است.
توصیههای دارویی برای بیمار
آموزش صحیح به بیمار نقش کلیدی در موفقیت پروتکل محافظت از مثانه دارد. موارد زیر باید به صورت شفاف به بیمار منتقل شود:
- پایبندی دقیق به ساعت مصرف: این دارو بر خلاف بسیاری از داروهای دیگر، باید دقیقاً در ساعتهای تعیین شده مصرف شود. به بیمار تاکید کنید که حتی یک ساعت تاخیر در مصرف دوزهای بعدی میتواند محافظت از مثانه را از بین ببرد.
- مصرف فراوان مایعات: به بیمار آموزش دهید که در طول دوره درمان و تا 24 ساعت پس از آن، باید بیش از حد معمول آب و مایعات بنوشد. هدف این است که ادرار به صورت مداوم تولید و مثانه تخلیه شود.
- نحوه مصرف فرم خوراکی: به دلیل بوی نامطبوع (شبیه به گوگرد) و طعم تلخ دارو، بیمار میتواند دوز خوراکی را با آبمیوههای سرد (مانند آب سیب یا نارنج) یا نوشابههای گازدار مخلوط کند تا تحمل آن آسانتر شود.
- گزارش علائم هشدار دهنده: بیمار باید موظف شود که در صورت مشاهده هرگونه تغییر رنگ در ادرار (صورتی یا قرمز شدن)، درد هنگام دفع ادرار، یا بروز بثورات پوستی و خارش، بلافاصله تیم پزشکی را مطلع سازد.
- تخلیه مکرر مثانه: به بیمار توصیه کنید که مثانه خود را به طور مکرر تخلیه کند و از نگه داشتن ادرار خودداری نماید، به ویژه قبل از خواب و بلافاصله پس از بیدار شدن.
- هشدار در مورد سرگیجه: با توجه به احتمال بروز سرگیجه یا خوابآلودگی، به بیمار توصیه شود تا مشخص نشدن واکنش بدنش به دارو، از رانندگی یا کار با ماشینآلات حساس خودداری کند.
- اطلاعرسانی در مورد تستهای آزمایشگاهی: بیمار باید بداند که در صورت مراجعه به سایر پزشکان یا آزمایشگاهها، حتماً مصرف این دارو را اطلاع دهد، زیرا ممکن است باعث اشتباه در نتایج آزمایش ادرار شود.
سایر نکات
- برنامه دوزینگ مسنا باید هر روز که ایفوسفاماید تجویز می شود تکرار گردد. اگر دوز ایفوسفامایذ تنظیم شود (کاهش یا افزایش یابد)، دوز مسنا نیز باید برای حفظ نسبت مسنا به ایفوسفاماید اصلاح شود.
- محلول های مناسب جهت رقیق سازی محلول تزریقی، دکستروز ۵درصد، نرمال سالین، دکستروز سالین و رینگر لاکتات است. تا غلظت نهایی ۲۰ میلیگرم در میلیلیتر (در کودکان غلظت کمتر) رقیق میشود.
- در بیمارانی که قادر به بلعیدن قرص نیستند، ممکن است محلولی با با رقیق کردن محلول تزریقی در شربت، آب (انگور، سیب، گوجه فرنگی، پرتقال)، نوشابههای کربناته یا شیر (از جمله شکلات) تهیه شود (در آب انگور سرد شده خوش طعمتر است).
- هر دوز استاندارد مسنا معادل ۲۰ درصد از دوز روزانه ایفسفاماید است که برای ۳ دوز تجویز می شود: دوز اول همراه با با دوز ایفوسفاماید (ساعت صفر)، دوز دوم ساعت ۴، و دوز سوم در ساعت ۸ بعد از دوز ایفوسفامید (مجموع دوز روزانه مسنا ۶۰ درصد از ایفوسفاماید روزانه است).
- مسنا خوراکی به دنبال مسنا وریدی برای دوزهای ایفوسفامید کمتر از ۲ گرم بر متر مربع در روز) تجویز میشود. در این موارد دوز مسنا (وریدی) برابر با ۲۰ درصد دوز روزانه ایفوسفاماید در ساعت صفر است و به دنبال آن ۲ دوز مسنا (خوراکی) هر کدام برابر با ۴۰ درصد از دوز روزانه ایفوسفاماید در ۲ و ۶ ساعت پس از دوز ایفوسفاماید داده می شود (کل دوز روزانه مسنا ۱۰۰٪ دوز روزانه ایفوسفاماید است). توجه: اگر دوز خوراکی مسنا در عرض ۲ ساعت پس از مصرف استفراغ شد، دوز مسنا خوراکی تکرار شود یا مسنا وریدی تجویز شود.
- در دوزهای استاندارد ایفوسفاماید (کمتر از ۲/۵ گرم در متر مربع در روز)، مسنا به صورت انفوزیون کوتاه مدت در ۳ دوز برابر به اندازه ۲۰ درصد دوز آیفسفوماید، ۱۵ دقیقه قبل از دوز اول آیفسفوماید و ۴ و ۸ ساعت بعد از هر دوز ایفوسفاماید تجویز میشود.
- در دوزهای استاندارد ایفوسفاماید (کمتر از ۲/۵ گرم در متر مربع در روز)، می توان دوز اول مسنا (به صورت بولوس) را برابر با ۲۰ درصد دوز روزانه ایفوسفاماید در نظر گرفت و به دنبال آن انفوزیون آهسته مسنا با ۴۰ درصد دوز روزانه ایفسفاماید را به مدت ۱۲ تا ۲۴ پس از اتمام انفوزیون ایفوسفاماید ادامه داد.
- در رژیم ایفوسفاماید با دوز بالا (بیشتر از ۲/۵ گرم در متر مربع / روز) شواهد برای استفاده از مسنا ناکافی است. ممکن است نیاز به رژیم های مکرر و طولانی تر در تجویز مسنا باشد.
- حتماً بیماران در طول درمان هیدراتاسیون کافی دریافت کنند. مسنا ممکن است از سیستیت هموراژیک در همه بیماران جلوگیری نکند.
- نظارت بر ادرار بیمار و ارزیابی علائم هماچوری توصیه میشود.
- قبل از درمان با ایفوسفاماید (یا سیکلوفسفاماید) نمونه ادرار از نظر هماچوری بررسی شود. در صورت ایجاد هماچوری بیش از ۵۰ RBC/HPF ممکن است کاهش دوز یا قطع دوز ایفسفاماید/سیکلوفسفاماید ضروری باشد.
- برون ده ادرار و وضعیت هیدراتاسیون بیمار را کنترل کنید.
- قبل از شروع درمان در بیمارانی که ممکن است باردار شوند، بررسی وضعیت بارداری انجام شود. بیمارانی که ممکن است باردار شوند، باید در طول درمان مسنا/ایفوسفامید و تا۶ ماه پس از آخرین دوز، از یک روش پیشگیری از بارداری موثر استفاده کنند. بیماران مرد با شریک زندگی که ممکن است باردار شود نیز باید در طول درمان و به مدت ۳ ماه پس از آخرین دوز مسنا/ایفوسفامید از یک روش پیشگیری از بارداری موثر استفاده نمایند.
- علائم/نشانههای حساسیت مفرط یا سمیت پوستی را کنترل کنید.
- از آنجا که عوارض جانبی در نوزادان نارس و نوزادان کم وزن که بنزیل الکل وریدی برای آنها تجویز شده است، مشاهده شده، شیردهی در طول درمان و حداقل تا یک هفته پس از آخرین تزریق مسنا توصیه نمی شود.
- مسنا همراه با عوامل سیتوتوکسیک که ممکن است به نوزاد شیرخوار آسیب برساند تجویز می شود (برای اطلاعات بیشتر به مونوگرافهای داروهای مربوطه مراجعه کنید).
- استفاده از مسنا جهت کاهش سیستیت هموراژیک ناشی از ایفوسفاماید در بارداری گزارش شده است. فرم تزریقی مسنا حاوی بنزیل الکل به عنوان نگهدارنده است. مواجهه جنین به دلیل متابولیسم سریع مادر بعید به نظر میرسد.
- مسنا همراه با عوامل سیتوتوکسیک که ممکن است باعث آسیب جنین شود تجویز می شود (برای اطلاعات بیشتر به مونوگرافهای این داروها مراجعه کنید).
- رژیم HDCAV/IE برای سارکوم Ewing در بزرگسالان زیر۴۰ سال:
- چرخه های ۱ ،۲ ،۳ و ۶ (رژیم حاوی سیکلوفسفامید): ۲/۱ گرم در متر مربع / روز به صورت انفوزیون مداوم (دوز مسنا معادل دوز روزانه سیکلوفسفامید است) به مدت ۲ روز با انفوزیون سیکلوفسفامید در طول چرخه های ذکر شده تجویز میشود.
- در چرخه های ۴، ۵ و ۷ (رژیم حاوی ایفوسفاماید): ۱/۸ گرم در متر مربع / روز انفوزیون مداوم (دوز مسنا معادل دوز روزانه ایفسفاماید است) به مدت ۵ روز همراه با انفوزیون ایفوسفاماید در طول ذکر شده تجویز میشود.
- رژیم Hyper-CVAD برای لوسمی لنفوسیتی حاد: در روزهای ۱، ۲ و ۳، ۶۰۰ میلی گرم در متر مربع / روز به صورت انفوزیون مداوم (انفوزیون مستمر مسنا معادل همان دوز کل روزانه سیکلوفسفاماید است) تجویز میشود که شروع انفوزیون همراه با سیکلوفسفاماید و پایان آن ۶ ساعت پس از آخرین دوز سیکلوفسفاماید در طول چرخه های فرد (چرخه های ۱، ۳، ۵، ۷) در یک فاز ۸ چرخه ای میباشد.
- در کودکان دوز، فرکانس، تعداد دوزها و زمان شروع ممکن است بسته به پروتکل و مرحله درمان متفاوت باشد. به پروتکل های فردی و منابع تخصصی مراجعه کنید.
- مسنا برای کاهش خطر هماچوری به دلیل شرایط دیگر مانند ترومبوسیتوپنی توصیه نمی شود.
- معمولاً تجویز فرم تزریقی به صورت بولوس وریدی میباشد. همچنین ممکن است از طریق انفوزیون کوتاه و یا انفوزیون آهسته تجویز شود. انفوزیون آهسته را برای ۱۲ تا ۱۴ ساعت پس از اتمام انفوزیون ایفوسفاماید ادامه دهید.
- در طول درمان با ایفوسفاماید (یا سیکلوفسفاماید) هیدراتاسیون و برون ده ادرار کافی بیمار حفظ شود.
- محلول خوراکی میتواند از رقیقسازی محلول تزریقی در شربت، آب میوه، نوشابه های کربناته یا شیر تهیه شود.
- ویال ها و قرص های دست نخورده در دمای ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتی گراد نگهداری شوند. ویال های چند دوزی را می توان تا ۸ روز پس از بازکردن اولیه نگهداری و استفاده کرد. محلول های رقیق شده برای انفوزیون در نرمال سالین، دکستروز۵درصد، دکستروز سالین یا رینگر لاکتات در دمای اتاق نگهداری شود و ظرف ۲۴ ساعت استفاده شوند. طبق توصیه کارخانه سازنده، چنانچه غلظت نهایی ایفوسفاماید کمتر از ۵۰ میلی گرم در میلی لیتر باشد، مسنا و ایفوسفاماید میتوانند در یک بگ محلول رقیق شوند. محلول های مسنا و ایفوسفاماید (۱:۱) در نرمال سالین با غلظت حداکثر ۲۰ میلی گرم در میلی لیتر به مدت ۱۴ روز در کیسه های PVC پایدار هستند. محلول های مسنا (۰/۵ تا ۳/۲ میلی گرم در میلی لیتر) و سیکلوفسفاماید (۱/۸ تا ۱۰/۸ میلی گرم در میلی لیتر) در دکستروز۵درصد به مدت ۴۸ ساعت در یخچال یا ۶ ساعت در دمای اتاق پایدار هستند. محلول تزریقی مسنا تهیه شده برای مصرف خوراکی، حداقل به مدت ۹ روز بدون رقیق سازی، در سرنگ های پلی پروپیلن پایدار است و در دمای ۵، ۲۴، ۳۵ درجه سانتی گراد نگهداری می شود و در صورت رقیق شدن به نسبت ۱:۲ یا ۱:۵ با شربت به مدت ۷ روز و در دمای ۲۴ درجه سانتیگراد در لوله های درپوش دار قابل نگهداری است. در صورت رقیق سازی به نسبت ۱:۲، ۱:۱۰ و ۱:۱۰۰ در آب پرتقال یا سیب، شیر یا نوشابه های گازدار به مدت ۲۴ ساعت در دمای ۵ درجه سانتیگراد قابل نگهداری است.
- واکنش های پوستی و مخاطی ممکن است با بثورات، خارش، کهیر، اریتم، احساس سوزش، آنژیوادم، ادم اطراف چشم، گرگرفتگی و استوماتیت مشخص شود. واکنش ها ممکن است با اولین مواجهه با مسنا یا پس از چندین ماه درمان رخ دهد.
- مواردی از واکنش های حساسیت مفرط (از جمله آنافیلاکسی) گزارش شده است. واکنش ها همچنین ممکن است شامل تب، افت فشار خون، تاکی کاردی، نارسایی حاد کلیوی، هیپوکسی، دیسترس تنفسی، کهیر، آنژیوادم، علائم انعقاد داخل عروقی منتشر، ناهنجاری های هماتولوژیک، افزایش آنزیم های کبدی، تهوع، استفراغ، آرترالژی و میالژی باشد. واکنش ها ممکن است با اولین مواجهه با مسنا یا پس از چندین ماه درمان رخ دهد.
منابع معتبر برای کسب اطلاعات بیشتر مسنا
Medscape
برای دسترسی به اطلاعات تخصصی و جامع در زمینه مقدارمصرف، فارماکولوژی،تداخلات دارویی و راهنماییهای کلینیکی،از وبسایت
Medscape
استفاده کنید.
Drugs.com
برای بررسی دقیق دوزها،عوارض جانبی،هشدارها و جزئیات کاربرد داروها،میتوانید به وبسایت
Drugs.com
مراجعه کنید.
مصرف در بارداری مسنا
گروه B
قابل استفاده در بارداری: با مطالعات حیوانی شواهدی دال بر خطرناک بودن این دارو مشاهده نشده است. مطالعات انسانی به اندازه کافی در دست نیست