اطلاعات تخصصی
موارد مصرف درونابینول
موارد مصرف تایید شده
داروی درونابینول به عنوان یک کانابینوئید ساختگی که ساختاری مشابه با ماده فعال گیاه شاهدانه دارد، مهارکننده قوی تهوع و محرک اشتها است.
درمان تهوع و استفراغ ناشی از شیمیدرمانی سرطان
- درونابینول برای بیمارانی تایید شده است که به درمانهای ضدتهوع مرسوم و رایج مانند مهارکنندههای گیرنده سروتونین پاسخ مناسبی ندادهاند. این دارو با اثر بر گیرندههای کانابینوئید در سیستم عصبی مرکزی و مرکز استفراغ در مغز عمل میکند. برای پزشک این نکته بالینی حائز اهمیت است که دوز اولیه باید بر اساس سطح بدن بیمار محاسبه شده و معمولاً یک تا سه ساعت پیش از شروع شیمیدرمانی تجویز شود و سپس هر دو تا چهار ساعت پس از آن ادامه یابد. پایش عوارض روانی حرکتی در این دوزها ضروری است.
درمان بیاشتهایی همراه با کاهش وزن در بیماران مبتلا به ایدز
- درونابینول به عنوان یک محرک اشتها برای مقابله با سندرم تحلیل رفتن بدن در بیماران مبتلا به نقص ایمنی اکتسابی تاییدیه رسمی دارد. این دارو از طریق فعالسازی مسیرهای پاداش در مغز و تحریک هورمونهای اشتهاآور، میل به غذا را در این بیماران به شدت افزایش میدهد. دوز بالینی استاندارد معمولاً دو بار در روز، یک بار پیش از ناهار و یک بار پیش از شام تجویز میشود. در بیماران مسن یا حساس، شروع درمان با یک دوز واحد قبل از خواب برای کاهش عوارض عصبشناختی توصیه میشود.
موارد مصرف خارج برچسب مدیریت دردهای مزمن و دردهای عصبی مقاوم به درمان
- پزشکان در بسیاری از مراکز انکولوژی و درد بینالمللی از درونابینول به عنوان درمان کمکی خارج برچسب برای تسکین دردهای ناشی از آسیبهای عصبی، درد عصب سه قلو و دردهای سرطانی پیشرفته استفاده میکنند. این دارو با تعدیل سیگنالهای درد در طناب نخاعی و مغز، میتواند نیاز بیمار به داروهای مخدر سنتی را کاهش دهد و به عنوان یک استراتژی کاهنده دوز هیدروکودون یا مورفین عمل کند.
کنترل بیخوابی و اختلالات خواب حاد
- شواهد بالینی نشان میدهند که درونابینول به دلیل اثرات آرامبخش مرکزی بر روی سیستم اعصاب، میتواند زمان به خواب رفتن را کوتاه کرده و کیفیت خواب را در بیماران مبتلا به دردهای مزمن یا سندرم پاهای بیقرار بهبود بخشد. تجویز خارج برچسب این دارو معمولاً به صورت یک دوز واحد و اندک در شب انجام میشود.
کاهش لرزش و سفتی عضلانی در بیماری ام اس
- در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس یا همان ام اس که دچار گرفتگیهای دردناک عضلانی و لرزشهای شدید هستند و به شلکنندههای عضلانی رایج پاسخ نمیدهند، درونابینول به صورت خارج برچسب تجویز میشود. این دارو با کاهش تحریکپذیری نورونهای حرکتی، به بهبود توانایی حرکتی و کاهش دردهای ناشی از اسپاسم کمک میکند.
تحریک اشتها در بیماران مبتلا به سرطان پیشرفته و در مراحل پایانی
- برخلاف تاییدیه رسمی که محدود به بیماران ایدز است، پزشکان به وفور از درونابینول برای بهبود اشتها و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به بدخیمیهای پیشرفته که دچار بیاشتهایی شدید ناشی از سرطان شدهاند، به صورت خارج برچسب استفاده میکنند.
کنترل تیکهای حرکتی و صوتی در سندرم تورت
- در موارد شدید این اختلال عصبشناختی که تیکهای بیمار باعث مختل شدن زندگی روزمره شده و داروهای ضدجنون عوارض شدیدی ایجاد کردهاند، مصرف خارج برچسب درونابینول به دلیل اثرات تنظیمی بر روی مسیرهای دوپامینی و کانابینوئیدی مغز، باعث کاهش معنادار دفعات و شدت تیکها میشود.
مکانیسم اثر درونابینول
داروی درونابینول شکل ساختگی تتراهیدروکانابینول، یعنی ماده اصلی و فعال گیاه شاهدانه است. این دارو اثرات درمانی و مرکزی خود را از طریق مسیرهای بیوشیمیایی زیر اعمال میکند.
فعالسازی اختصاصی گیرندههای کانابینوئید نوع یک و دو
- درونابینول به عنوان یک آگونیست یا فعالکننده تام بر روی گیرندههای جفتشونده با پروتئین جی عمل میکند. این گیرندهها به دو دسته تقسیم میشوند. گیرندههای نوع یک عمدتاً در سیستم عصبی مرکزی، به ویژه در قشر مغز، مخچه، تالاموس و بصلالنخاع قرار دارند. گیرندههای نوع دو بیشتر در سلولهای سیستم ایمنی و بافتهای محیطی توزیع شدهاند. اتصال درونابینول به گیرندههای نوع یک در مغز، کانالهای کلسیمی را مهار و کانالهای پتاسیمی را فعال میکند، که این امر منجر به کاهش آزادشدن ناقلهای عصبی تحریکی میشود.
مهار مرکز تهوع و استفراغ در بصلالنخاع
- اثر ضدتهوع این دارو از طریق تحریک گیرندههای کانابینوئید نوع یک در لایه هسته منزوی و بخشهای مرتبط با مرکز استفراغ در مغز اعمال میشود. این فرآیند سیگنالهای تحریکی ورودی از دستگاه گوارش و منطقه تحریککننده گیرندههای شیمیایی را مهار کرده و به طور چشمگیری از بروز تهوع و استفراغ ناشی از داروهای شیمیدرمانی جلوگیری میکند.
تحریک اشتها از طریق مسیرهای هیپوتالاموس و پاداش
- درونابینول با اثر بر روی هسته کمانی در هیپوتالاموس، باعث ترشح پپتیدهای محرک اشتها و مهار سیگنالهای سیری میشود. همچنین با تقویت ترشح دوپامین در مسیرهای پاداش مغز، حس بویایی و چشایی بیمار را تقویت کرده و تمایل و لذت بردن از مصرف غذا را در بیماران مبتلا به ایدز یا سرطان بازیابی میکند.
فارماکوکینتیک درونابینول
بررسی ویژگیهای حرکتی درونابینول نشاندهنده حلالیت بسیار بالای این دارو در چربی و فرآیند متابولیسمی گسترده عبور اول کبدی است.
جذب گوارشی و فراهمی زیستی
- درونابینول پس از مصرف خوراکی به شکل کپسولهای روغنی، به میزان بالایی و در حدود نود تا نود و پنج درصد از دستگاه گوارش جذب میشود. با این حال، به دلیل متابولیسم عبور اول بسیار گسترده و شدید در کبد، فراهمی زیستی سیستمیک دارو بسیار پایین و در حدود ده تا بیست درصد است. اوج غلظت پلاسمایی دارو در خون ظرف مدت یک تا سه ساعت حاصل میشود، اما در صورت مصرف همزمان با غذاهای چرب، سرعت جذب به تاخیر افتاده و میزان فراهمی زیستی و غلظت خونی آن افزایش مییابد.
توزیع وسیع بافتی و اتصال به پروتئینها
- این دارو به شدت چربیدوست است و حجم توزیع بسیار گستردهای دارد. پس از ورود به گردش خون، بیش از نود و هفت تا نود و نه درصد درونابینول به پروتئینهای پلاسمای خون، به ویژه لیپوپروتئینها و آلبومین متصل میشود. به دلیل حلالیت بالا در چربی، دارو به سرعت در بافتهای چربی بدن ذخیره میشود و ترشح آهسته آن از این بافتها به خون، باعث تداوم اثرات گوارشی و مغزی آن میگردد. این دارو به راحتی از سد خونی مغزی عبور میکند.
متابولیسم کبدی و تولید متابولیتهای فعال
- درونابینول به طور کامل و گسترده در کبد و توسط آنزیمهای سیستم سیتوکروم، به ویژه آنزیم دو سی نه و سه آ چهار متابولیزه میشود. اولین محصول این فرآیند متابولیسمی، ماده یازده هیدروکسی تتراهیدروکانابینول است که یک متابولیت فعال بیولوژیکی بوده و اثرات روانی و درمانی آن حتی قویتر از خود داروی اصلی است. سپس این ماده به متابولیتهای غیرفعال دیگر تبدیل میشود.
دفع و نیمه عمر دارویی
- فرآیند حذف درونابینول دو مرحلهای است. نیمه عمر ابتدایی و کوتاهمدت آن در حدود چهار ساعت است که نشاندهنده توزیع سریع بافتی است؛ اما نیمه عمر حذف نهایی دارو از بافتهای چربی طولانی بوده و در حدود بیست و پنج تا سی و شش ساعت گزارش شده است. دفع دارو و متابولیتهای آن عمدتاً از طریق سیستم صفراوی انجام میشود، به طوری که حدود پنجاه درصد دوز مصرفی از طریق مدفوع و حدود ده تا سی و پنج درصد آن از طریق ادرار از بدن خارج میگردد. متابولیتهای دارو به دلیل ذخیره در چربی میتوانند تا چند هفته پس از قطع مصرف در آزمایشهای ادرار ردیابی شوند.
منع مصرف درونابینول
موارد منع مصرف در بیماری و شرایط پزشکی
تجویز داروی درونابینول در صورت وجود بیماریها و شرایط ساختاری زیر ممنوعیت قطعی دارد یا نیازمند جایگزینی با سایر خطوط درمانی است.
سابقه اختلالات روانی حاد و اسکیزوفرنی
- مصرف درونابینول در بیمارانی که سابقه ابتلا به اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی، روانپریشی یا افسردگی شدید دارند، به طور مطلق ممنوع است. این دارو به دلیل اثر بر گیرندههای کانابینوئید مغز، میتواند علائم توهم، هذیان، پارانویا و حملات شیدایی را به شدت تحریک و بازگردانی کند.
سابقه حساسیت حاد به شاهدانه یا روغن کنجد
- کپسولهای درونابینول معمولاً در روغن کنجد فرمولهسازی میشوند؛ بنابراین تجویز این دارو در بیمارانی که سابقه واکنشهای حساسیتی حاد نظیر کهیر، ورم حاد مجاری تنفسی یا شوک حساسیتی به ترکیبات کانابینوئید یا روغن کنجد دارند، کاملاً ممنوع است.
بیماریهای حاد قلبی عروقی و آریتمی شدید
- درونابینول میتواند باعث بروز تپش قلب شدید، افزایش ناگهانی یا افت شدید فشار خون و افزایش ضربان قلب شود. به همین دلیل، مصرف آن در بیمارانی که دچار نارسایی پیشرفته قلبی، بیماری عروق کرونر یا آریتمیهای کنترلنشده هستند، ممنوعیت بالینی دارد.
سابقه وابستگی حاد به مواد مخدر یا الکل
در بیمارانی که دارای سابقه فعال سوءمصرف مواد، اعتیاد به الکل یا فرآوردههای شاهدانه هستند، تجویز درونابینول به دلیل پتانسیل بالای ایجاد وابستگی روانی و سوءمصرف مجدد ممنوع است.
موارد منع مصرف در بارداری و شیردهیپروفایل ایمنی درونابینول نشان میدهد که این دارو اثرات مخربی بر روی جنین و نوزاد دارد و مصرف آن در این دوران ممنوع است.
منع مصرف مطلق در دوران بارداری
- درونابینول به راحتی از جفت عبور کرده و به جنین میرسد. شواهد بینالمللی نشان میدهند که مواجهه جنین با این ماده بارداری را با خطراتی مانند محدودیت رشد داخل رحمی، کاهش وزن زمان تولد و اختلالات ساختاری در تکامل سیستم عصبی و مغزی جنین مواجه میکند؛ بنابراین تجویز آن برای زنان باردار کاملاً ممنوع است.
منع مصرف مطلق در دوران شیردهی
- این دارو به شدت چربیدوست است و به میزان بسیار بالایی در شیر مادر متمرکز و ترشح میشود. ورود درونابینول به بدن نوزاد از طریق شیر، میتواند باعث بروز سستی شدید عضلانی، خوابآلودگی حاد، اختلال در مکیدن و تاخیر در رشد مهارتهای حرکتی نوزاد شود؛ از این رو مصرف آن در دوران شیردهی ممنوعیت بالینی قطعی دارد.
موارد منع مصرف در کودکانملاحظات سنی و محدودیتهای تجویز درونابینول در جمعیت اطفال به دلیل حساسیتهای سیستم عصبی آنها بسیار سختگیرانه است.
ممنوعیت مصرف در کودکان و نوجوانان
- ایمنی و اثربخشی داروی درونابینول در بیماران زیر هجده سال به طور رسمی در کارآزماییهای بالینی بینالمللی تایید نشده است. سیستم عصبی مرکزی کودکان در حال رشد به اثرات روانگردان این دارو بسیار حساستر از بزرگسالان است و مصرف آن میتواند منجر به بروز اختلالات شناختی، تغییرات رفتاری شدید، اضطراب حاد و بیقراری مفرط در اطفال شود؛ بنابراین پزشکان باید از تجویز این دارو در جمعیت کودکان خودداری کنند.
عوارض جانبی درونابینول
عوارض جانبی بسیار شایع با شیوع بیشتر از ده درصد
این دسته از عوارض عمدتاً به دلیل اثرات مستقیم دارو بر روی سیستم عصبی مرکزی رخ میدهند و همگام با افزایش دوز، شدت و شیوع آنها افزایش مییابد.
احساس سرخوشی مفرط و تغییرات خلقی ناگهانی
- بروز حالتهای خلقی غیرعادی شامل سرخوشی و شادمانی بیش از حد با شیوعی در حدود بیست و چهار درصد در بیماران گزارش شده است. این حالت در برخی افراد میتواند به سرعت به بیقراری تبدیل شود.
خوابآلودگی شدید و رخوت مفرط
- احساس سستی، تمایل شدید به خواب و کاهش سطح هوشیاری عمومی با شیوعی در حدود چهارده درصد در مصرفکنندگان، به ویژه در روزهای ابتدایی شروع درمان، مشاهده میشود.
سرگیجه و عدم تعادل حرکتی
- احساس سبکی سر، دوران سر و اختلال ملایم در هماهنگی عضلانی با فراوانی در حدود اثنی عشر درصد رخ میدهد و ریسک سقوط را به خصوص در بیماران مسن افزایش میدهد.
عوارض جانبی شایع با شیوع بین یک تا ده درصداین عوارض سیستمهای عصبی، قلبی و گوارشی بیمار را تحت تاثیر قرار میدهند و نیازمند مدیریت بالینی و پایش مداوم توسط پزشک معالج هستند.
تپش قلب و افزایش ضربان قلب
- افزایش سرعت ضربان قلب ناشی از تحریک سیستم عصبی خودکار، با شیوعی در حدود سه تا هفت درصد در کارآزماییهای بالینی ثبت شده است.
اضطراب حاد و حملات پانیک
- بروز حس دلشوره شدید، تشویش و بیقراری روانی با فراوانی حدود چهار تا شش درصد در بیماران رخ میدهد که در افراد با سابقه مشکلات روانی شدیدتر است.
تفکرات پارانوئید و سوءظن شدید
- افکار بدبینانه و احساس تعقیب یا گزند و آسیب با شیوعی در حدود پنج درصد گزارش شده است.
تهوع و استفراغ متناقض
- علیرغم کاربرد ضدتهوع، بروز تهوع یا استفراغ به عنوان عارضه جانبی در حدود سه تا چهار درصد از بیماران، به ویژه در مصرف طولانیمدت، دیده میشود.
خشکی دهان و کاهش ترشح بزاق
- کاهش ترشحات مخاطی دهان به دلیل اثر بر گیرندههای مرکزی با شیوعی در حدود سه تا پنج درصد رخ میدهد.
دردهای شکمی و کرامپهای گوارشی
- دردهای مبهم شکم و دلپیچه با فراوانی حدود دو تا چهار درصد در مصرفکنندگان گزارش شده است.
تضعیف حافظه کوتاهمدت و اختلال در تمرکز
- کاهش تواناییهای شناختی گذرا و حواسپرتی با شیوعی در حدود دو تا سه درصد پدیدار میشود.
گرگرفتگی و تعریق مفرط
- احساس ناگهانی گرما و افزایش تعریق بدن با فراوانی حدود یک تا دو درصد در بیماران مشاهده شده است.
لکنت زبان و اختلال در تکلم
- سنگینی زبان و دشواری در بیان کلمات با شیوعی در حدود یک تا دو درصد گزارش شده است.
عوارض جانبی کمفروغ با شیوع کمتر از یک درصداین عوارض فراوانی بسیار کمی دارند اما به دلیل اهمیت بالینی، پزشک باید در صورت بروز نسبت به قطع یا تعدیل دوز دارو اقدام کند.
توهمات بینایی و شنوایی حاد
- بروز خطاهای ادراکی حاد، دیدن یا شنیدن چیزهای غیرواقعی با شیوعی در حدود چهار دهم تا هشت دهم درصد رخ میدهد و نشانه سمیت دارویی است.
افت فشار خون وضعیتی و سنکوپ
- کاهش ناگهانی فشار خون در زمان ایستادن و حس غش کردن با فراوانی حدود سه دهم تا هفت دهم درصد، به ویژه در بیماران تحت درمان با داروهای قلبی، دیده میشود.
افسردگی حاد و افکار خودکشی
- تغییرات خلقی منفی شدید و احساس ناامیدی با شیوعی در حدود دو دهم تا پنج دهم درصد گزارش شده است.
واکنشهای حساسیتی پوستی
- بروز جوشهای پوستی، خارش، کهیر یا ورم خفیف با فراوانی حدود یک دهم تا سه دهم درصد در افراد مستعد رخ میدهد.
سستی و ضعف شدید عضلانی
- کاهش قدرت انقباضی عضلات و احساس خستگی مفرط جسمی با شیوعی در حدود دو دهم درصد در بیماران ثبت شده است.
تداخلات دارویی درونابینول
تداخلات دارویی مهم
تداخلات دارویی درونابینول عمدتاً به دو دسته تداخلات سیستم عصبی مرکزی و تداخلات ناشی از مهار یا رقابت در سیستم آنزیمی کبد تقسیم میشوند.
تداخل با داروهای مهارکننده سیستم عصبی مرکزی
- نظیر دیازپام، لورازپام، آلپرازولام، زولپیدم، فنوبربیتال و مورفین
- مصرف همزمان این دارو با داروهای آرامبخش، خوابآور، ضد تشنجها و مسکنهای مخدر باعث بروز تداخل فارماکودینامیک از نوع افزایشی میشود. این تداخل میتواند رخوت، خوابآلودگی مفرط، کاهش شدید سطح هوشیاری، ضعف عضلانی و خطر سرگیجه یا سقوط را به شدت افزایش دهد؛ بنابراین پزشک باید دوز این داروها را به دقت تعدیل کند.
تداخل با داروهای مهارکننده قدرتمند آنزیمی کبد
- نظیر کتوکونازول، ایتراکونازول، کلاریترومایسین، ریتوناویر و آمیودارون
- درونابینول به طور عمده توسط آنزیم سیتوکروم سه آ چهار متابولیزه میشود. مصرف همزمان با مهارکنندههای قوی این آنزیم، متابولیسم درونابینول را به شدت کند کرده و غلظت خونی آن را بالا میبرد. این تداخل از نوع فارماکوکینتیک است و ریسک بروز عوارض جانبی شدید روانی نظیر توهم، هذیان، اضطراب حاد و تپش قلب را افزایش میدهد.
تداخل با داروهای القاکننده قدرتمند آنزیمی کبد
- نظیر ریفامپین، فنی توئین، کاربامازپین و فنوباربیتال
- این داروها سیستم آنزیمی کبد را تحریک و فعالتر میکنند. تداخل حاصل باعث سرعت بخشیدن به متابولیسم درونابینول و کاهش چشمگیر غلظت پلاسمایی آن در خون میشود. این امر اثر درمانی دارو را در کنترل تهوع یا تحریک اشتها به شدت کاهش میدهد و پزشک ممکن است نیاز به افزایش دوز درونابینول داشته باشد.
تداخل با داروهای ضد افسردگی سه حلقهای
- نظیر آمیتریپتیلین، نورتریپتیلین و ایمیپرامین
- مصرف همزمان درونابینول با این داروها میتواند اثرات تحریکی بر سیستم عصبی خودکار را تقویت کند. این تداخل باعث بروز تپش قلب شدید، افزایش ضربان قلب، قرمزی صورت و اختلالات خلقی یا بیقراری حرکتی تند در بیمار میشود و باید با احتیاط فراوان تجویز شود.
تداخل با داروهای ضد سمپاتیک و محرک
- نظیر آمفتامین، متیلفنیدات و شبهافدرین
- این ترکیبات اثرات افزایشی بر روی سیستم قلبی عروقی دارند. مصرف همزمان آنها با درونابینول خطر بروز آریتمیهای قلبی، افزایش شدید فشار خون و تکیکاردی حاد را بالا میبرد که نیازمند پایش مداوم نوار قلب و فشار خون بیمار است.
تداخل با مواد غذایی و رژیمهای تغذیهایویژگیهای ساختاری و چربیدوست بودن درونابینول نحوه مواجهه آن با مواد غذایی را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد.
تداخل با وعدههای غذایی پرچرب و پرکالری
- از آنجا که درونابینول یک ترکیب فوقالعاده چربیدوست است، مصرف آن همراه با غذاهای حاوی چربی بالا، میزان و سرعت جذب گوارشی آن را به طور چشمگیری تغییر میدهد. این تداخل باعث بالا رفتن غلظت سرمی دارو و افزایش فراهمی زیستی آن میشود؛ در نتیجه، احتمال بروز عوارض روانی و عصبشناختی مانند سرگیجه شدید و سرخوشی غیرعادی افزایش مییابد. پزشک باید به بیمار توصیه کند که دارو را از نظر زمانبندی نسبت به غذا به صورت یکنواخت مصرف کند تا نوسانات خونی به حداقل برسد.
تداخل همزمان با مصرف الکل
- مصرف هرگونه فرآورده حاوی الکل همزمان با درونابینول، اثرات منفی بر سیستم عصبی مرکزی را چند برابر میکند. این تداخل منجر به بروز اختلال شدید در هماهنگی حرکتی، لکنت زبان، خوابآلودگی خطرناک و گیجی مفرط میشود؛ مصرف همزمان آنها کاملاً ممنوع است.
تداخل در آزمایشهای تشخیصی و نتایج آزمایشگاهیدرونابینول و متابولیتهای آن به دلیل ذخیره طولانیمدت در بافتهای چربی و تاثیر بر برخی هورمونها، تغییراتی در تفسیر آزمایشها ایجاد میکنند.
مثبت شدن آزمایشهای غربالگری اعتیاد و ردیابی کانابینوئید در ادرار
- درونابینول به عنوان شکل ساختگی تتراهیدروکانابینول، در آزمایشهای ایمونواسی ادرار که برای ردیابی مصرف حشیش یا ماریجوانا استفاده میشوند، نتیجه مثبت ایجاد میکند. به دلیل دفع بسیار آهسته متابولیتهای چربیدوست این دارو از بدن، این آزمایشها ممکن است حتی تا چند هفته پس از قطع کامل مصرف درونابینول نیز همچنان مثبت باقی بمانند. پزشک باید پیش از انجام این آزمایشها، مصرف قانونی این دارو را مستند کند.
تداخل کاذب در آزمایشهای سنجش هورمونی ملوکولی
- مصرف درونابینول در برخی موارد میتواند با اثر بر محور هیپوتالاموس و هیپوفیز، نوسانات جزئی و کاذبی در سطح هورمونهای پرولاکتین، هورمون رشد و هورمونهای تیروئیدی در آزمایش خون ایجاد کند که پزشک باید در تفسیر این آزمایشها در بیماران غدد به این نکته توجه داشته باشد.
هشدار ها درونابینول
هشدارهای جامع و کاربردی برای پزشکان
تجویز درونابینول نیازمند هوشیاری بالینی بالا و ارزیابی مستمر وضعیت روانی و گوارشی بیمار است، زیرا این دارو اثرات عمیقی بر سیستم عصبی مرکزی و خودکار دارد.
بروز اختلالات روانی و دگرگونیهای شناختی حاد
- درونابینول میتواند عوارض روانی متنوعی نظیر اضطراب شدید، حملات پانیک، افسردگی، توهم، هذیان و افکار پارانوئید ایجاد کند. پزشک باید در طول درمان، به ویژه در روزهای ابتدایی یا پس از افزایش دوز، بیمار را از نظر تغییرات رفتاری پایش کند. در صورت بروز هرگونه علائم روانپریشی، مصرف دارو باید فوراً قطع شود.
اثرات قلبی عروقی و خطر افت فشار خون وضعیتی
- این دارو باعث افزایش ضربان قلب و تپش قلب همگام با دوز مصرفی میشود. همچنین خطر بروز افت فشار خون در حالت ایستاده و سنکوپ وجود دارد. پزشک باید در بیماران مسن یا مبتلا به بیماریهای عروق کرونر، این شاخصها را به دقت کنترل کند و به بیمار آموزش دهد که از تغییر وضعیت ناگهانی خودداری کند.
سندرم استفراغ مفرط ناشی از کانابینوئید
- اگرچه درونابینول به عنوان ضدتهوع تجویز میشود، اما مصرف طولانیمدت یا دوزهای بالای آن ممکن است در برخی بیماران به صورت متناقض منجر به بروز حملات شدید و مکرر تهوع و استفراغ همراه با دردهای شکمی شود. این وضعیت تنها با قطع کامل مصرف دارو بهبود مییابد.
احتمال بروز وابستگی روانی و سوءمصرف
- درونابینول یک ماده تحت کنترل است و پتانسیل ایجاد وابستگی روانی و سوءمصرف را دارد. پزشک باید پیش از تجویز، تاریخچه بیمار را از نظر اختلالات مصرف مواد بررسی کند و دارو را با حداقل دوز موثر و فواصل پایش کوتاهمدت تجویز نماید.
اختلال در رانندگی و کارهای نیازمند هوشیاری
- این دارو سطح هوشیاری، هماهنگی عضلانی و زمان واکنش بیمار را به شدت کاهش میدهد. پزشک باید به طور قاطع به بیمار هشدار دهد که در طول درمان با درونابینول از رانندگی، کار با ماشینآلات سنگین یا انجام هرگونه فعالیت خطرزا خودداری کند.
مسمومیت و اوردوز و درمان بالینیعلائم اوردوز درونابینول عمدتاً ناشی از تشدید اثرات داروشناختی آن بر روی سیستم عصبی مرکزی و دستگاه قلبی عروقی است.
علائم و نشانههای بالینی مسمومیت و اوردوز
- در صورت مصرف بیش از حد و حاد درونابینول، نشانهها به صورت خوابآلودگی شدید، رخوت مفرط، لکنت زبان، عدم تعادل حرکتی، کاهش شدید فشار خون یا افزایش ناگهانی آن، تپش قلب شدید، مردمکهای منقبض یا گشاد شده، اضطراب و بیقراری تند، هذیان، توهمات بینایی و شنوایی و در موارد بسیار شدید اختلال در سطح هوشیاری و کما ظاهر میشوند.
پروتکل درمان و اقدامات اورژانسی اولیه
- هیچ پادزهر یا آنتیدوت اختصاصی برای خنثیسازی درونابینول وجود ندارد. مدیریت بیمار کاملاً حمایتی و بر پایه پایدارسازی علائم حیاتی است. در صورت مراجعه بیمار در یک تا دو ساعت اول پس از مصرف دوز سمی و در صورتی که بیمار هوشیار باشد و خطر آسپیراسیون وجود نداشته باشد، تجویز زغال فعال برای کاهش جذب گوارشی دارو مفید است.
- پایش و مراقبتهای ویژه در مرکز درمانی: بیمار باید در یک محیط آرام و کمنور بستری شود تا تحریکات محیطی که باعث تشدید توهم و اضطراب میشوند به حداقل برسد. پایش مداوم نوار قلب، فشار خون و وضعیت تنفسی الزامی است. مایعدرمانی وریدی برای اصلاح افت فشار خون و حفظ برونده ادراری باید برقرار شود.
- مدیریت دارویی عوارض عصبی و روانی: در صورت بروز اضطراب شدید، بیقراری مفرط یا حملات پانیک، خط اول درمان استفاده از بنزودیازپینهای تزریقی مانند دیازپام یا لورازپام تحت نظارت پزشک است. در صورت بروز علائم روانپریشی شدید و توهمات آزاردهنده که به بنزودیازپینها پاسخ نمیدهند، مصرف دوزهای پایین داروهای ضدجنون مانند هالوپریدول با احتیاط بالینی و پایش فاصله کیو تی در نوار قلب مد نظر قرار میگیرد. به دلیل حجم توزیع بسیار گسترده و اتصال محکم درونابینول به چربیهای بافتی و پروتئینهای پلاسما، روشهای تصفیه خون مانند دیالیز یا تعویض پلاسما هیچ جایگاهی در درمان مسمومیت با این دارو ندارند.
توصیه های دارویی درونابینول
توصیه های دارویی مخصوص پزشک
مدیریت درمان با داروی درونابینول به دلیل تاثیرات عمیق روان شناختی و قلبی عروقی، نیازمند ارزیابی های دوره ای و پایش مستمر است.
تنظیم دوز آغازین و پیشگیری از عوارض مرکزی
- پزشک باید درمان را با کمترین دوز موثر آغاز کند. در بیماران مسن یا کسانی که به عوارض روانی حرکتی حساس هستند، توصیه می شود دوز اولیه به صورت واحد و تنها قبل از خواب تجویز شود. برای کنترل تهوع ناشی از شیمی درمانی، دوز اول باید یک تا سه ساعت پیش از شروع تزریق داروهای ضدسرطان مصرف شود تا سطح خونی دارو برای مهار مرکز استفراغ در مغز کافی باشد.
ارزیابی دوره ای وضعیت روانی و خلقی بیمار
- پزشک موظف است بیمار را در طول دوره درمان، به ویژه در زمان شروع یا تغییر دوز، از نظر بروز علائم روان پریشی، توهم، هذیان، اضطراب حاد یا بدبینی شدید پایش کند. در بیماران با سابقه اختلال دو قطبی یا اسکیزوفرنی، خطر تشدید علائم حاد بسیار بالا است و در صورت بروز هرگونه نشانه روان پزشکی، مصرف دارو باید فورا قطع شود.
پایش شاخص های قلبی عروقی و فشار خون
- به دلیل پتانسیل درونابینول در ایجاد تپش قلب شدید و افت فشار خون وضعیتی، پزشک باید فشار خون و ضربان قلب بیمار را در حالت های نشسته و ایستاده ارزیابی کند. این امر به ویژه در بیماران مبتلا به بیماری های عروق کرونر، نارسایی قلبی یا بیماران مسن که خطر سقوط دارند، اهمیت بالایی دارد.
مدیریت خطر وابستگی و پایش سوءمصرف
- این دارو یک ماده تحت کنترل است و می تواند وابستگی روانی ایجاد کند. پزشک باید پیش از تجویز، تاریخچه بیمار را از نظر اختلال مصرف مواد یا الکل به دقت بررسی کند و دارو را در فواصل زمانی کوتاه و با تعداد محدود نسخه کند.
توجه به تاثیر زمان بندی مصرف غذا بر فراهمی زیستی
- پزشک باید بالین بیمار را بررسی کند که دارو به صورت یکنواخت نسبت به وعده های غذایی مصرف شود. مصرف این قرص با غذاهای بسیار چرب، جذب دارو را به شدت افزایش داده و می تواند به طور ناگهانی عوارض جانبی مغزی و سرگیجه را تشدید کند.
توصیه های دارویی بیمارآموزش این نکات به بیمار و همراهان او برای حفظ ایمنی در طول درمان و پیشگیری از حوادث ناخواسته ضروری است.
هدف از تجویز دارو و نحوه مصرف
- به بیمار توضیح دهید که این دارو برای کنترل تهوع شدید یا بهبود اشتها و وزن شما تجویز شده است. دارو باید دقیقا طبق دستور پزشک مصرف شود و بیمار نباید دوز دارو را به صورت خودسرانه کم یا زیاد کند یا مصرف آن را ناگهانی قطع نماید.
پرهیز مطلق از رانندگی و کارهای خطرزا
- به بیمار هشدار جدی دهید که درونابینول سطح هوشیاری، تمرکز و هماهنگی عضلات را به شدت کاهش می دهد؛ بنابراین رانندگی، کار با ماشین آلات سنگین یا انجام هر کاری که نیاز به هوشیاری کامل دارد در طول درمان با این دارو کاملا ممنوع است.
آموزش تغییر وضعیت آهسته برای پیشگیری از سرگیجه
- به بیمار یادآوری کنید که این دارو ممکن است باعث افت ناگهانی فشار خون در زمان ایستادن شود؛ بنابراین در هنگام برخاستن از حالت خوابیده یا نشسته، باید ابتدا چند دقیقه لبه تخت بنشیند و سپس به آرامی بلند شود تا دچار سرگیجه یا غش نشود.
آگاهی از عوارض روانی و لزوم اطلاع فوری
- بیمار و همراهان او باید بدانند که عوارضی مانند احساس سرخوشی غیرعادی، اضطراب شدید، گیجی، یا شنیدن و دیدن چیزهای غیرواقعی ممکن است رخ دهد. در صورت بروز این علائم، بیمار باید فورا مصرف دارو را متوقف کرده و به پزشک یا مرکز درمانی مراجعه کند.
پرهیز از مصرف الکل و سایر داروهای آرام بخش
- بیمار باید آموزش ببیند که از مصرف همزمان الکل، داروهای خواب آور، مسکن های قوی و داروهای ضد اضطراب خودداری کند، زیرا این ترکیبات اثرات رخوت و خواب آلودگی درونابینول را به شدت و تا حد خطرناکی تقویت می کنند.
اعلام لیست کامل داروها به پزشک
- بیمار باید تمام داروهای مصرفی خود، به ویژه داروهای قلبی، داروهای ضد افسردگی و مکمل ها را به پزشک اطلاع دهد تا از بروز تداخلات دارویی حاد پیشگیری شود.
ممنوعیت مصرف در بارداری و شیردهی
- به بیمار تاکید شود که این دارو برای جنین و نوزاد مضر است؛ بنابراین در صورت بارداری، تصمیم به بارداری یا در دوران شیردهی، باید فورا پزشک خود را مطلع سازد.
دارو های هم گروه درونابینول
مصرف در بارداری درونابینول
گروه C
در شرايط خاص و نظارت ويژه پزشك قابل استفاده است: مطالعات حیوانی مواردی از عارضه جانبی برای جنین نشان داده است و مطالعات انسانی به اندازه کافی در دست نیست. منافع دارو در مقابل خطرات احتمالی، تعیین کننده مصرف یا عدم مصرف این دارو در دوران بارداری است.